ما را شرار عشق
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 14:42
ما را شرار عشق، به وضع عجیب سوختیعنی که هست و بود، از آن یک لهیب سوختراحت چو خواستیم دمی در پناه صبر،از دل خبر رسید که صبر و شکیب سوختمی خواست رنگ عقل شود زیب این بناو این شعله در نخست، از این خانه زیب سوختتا خواست شرح عشق کند زیب دفتریآتش گرفت خانه و کلک ادیب سوختبیمارِ دردِ عشق، خلاصی از آن نیافتک...
سیاست
-
تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 14:42
افتاده بشر، سخت به قلاّب سیاستیک فرد، رها نیست زاطناب سیاستزوق است به آموزش این مدرس، امّامقصود سیاست شده نایاب سیاستآن عیب که دی شیخ به خود داشت زتزویر،امروز کمال است به اصحاب سیاستاین شرع، چه شرعی است ندانیم که در ویهر فتنه مباح است به ایجاب سیاستعیش و طرب و شاهد و بزم و می و میناپروانه صفت آمده ب...
گفتند خوش در گوش دل؛ چون عاشق دیوانه شو ..... گر وصل او خواهی، ز خود بیگانه شو،
-
تاریخ: 1396/9/22 ساعت: 17:06
گفتند خوش در گوش دل؛ چون عاشق دیوانه شو گر وصل او خواهی، ز خود بیگانه شو، بیگانه شو در عشق او گر صادقی، باید بسوزی خویشتن در شعلۀ عشقش، دلا! پروانه شو، پروانه شو انسانی و داری شرف بر جمله خلق ما سلف(1) چون از ملایک بهتری، فرزانه شو، فرزانه شو(2) تا کی گرفتار هوس محبوسی اندر این قفس؟ تو شاهباز رفعتی،...
شوقی جوان که وضع اروپایت آرزوست!..... سر خوش از آن شدی که سراپایت آرزوست
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:11
شوقی جوان که وضع اروپایت آرزوست! سر خوش از آن شدی که سراپایت آرزوست سودای بس عجیب به سر پروریده ای در زیر قبر، رونق دنیایت آرزوست بیرون نجسته ای تو ز دام غرض هنوز ای مرغ پر شکسته! ثریّایت آرزوست با مد خشک خویش شبیهی به زاهدی طاعت ریا نموده و عقبایت آرزوست بی عشق به از آن که زنی لاف عشق خام مجنون نگش...
اگر رسم مروت در جهان نیست، .... وگر از مردمی نام و نشان نیست،
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 0:11
اگر رسم مروت در جهان نیست، وگر از مردمی نام و نشان نیست، مدان مسؤول آن دور زمان را گناه از ماست، تقصیر از زمان نیست کنون پیرایه از ما می برد دل اصالت هیچ در حسن بتان نیست خزان زردی چنان پشاید، کامروز سواد زلف وصف دلبران نیست برد بزم ریا خاصیّت از می دگر آن نشأه در دخت رزان نیست نکونامی و بدنامی است ...
فتنه ی ایام (غزل)
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
راست گویم که ز بس فتنه ی ایام گذشت نشه از دختر رز شهد لب از جام گذشت زینت محفل امروز همه رنگ و ریا است حسن آن شاهد مه پیکر گلفام گذشت شیشه صاف است ولی باده ی مردافکن کو می همان بود که اندر خم خیام گذشت آه ما رفت به دلدار رسانید پیام ای صباهان تو به خود پیچ که پیغام گذشت حال مرغ دل من زان خم گیسو پ
عبرت
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
زین جهان، ای طالب ارشاد! عبرت لازم است خاطرت گر شاد و گر ناشاد، عبرت لازم است خندۀ، مکر عروس دهر، با هر کس دمی است شد عزا بس حجلۀ داماد، عبرت لازم است بر شد از کاخی، صباحی، شادی و بانگ سرور شامگاهان گریه و فریاد، عبرت لازم است هر نفس باد خزان زین بوستان- و احسرتا- خم کند صدها قد شمشاد، عبرت لازم
آمد بهار من، گل من، با حساب نو...(بهاریه)
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
بهاریه آمد بهار من، گل من، با حساب نو ذوق آزماست صحنۀ این انتخاب نو ساقی به جام ریخت به مستان می جدید یارب! ز جوجۀ دل زاهد کباب نو مطرب به ساز خویش نواهای نو نواخت شاهد! تو هم خرام کن از پیچ و تاب نو یار نوی چو نیست، به مایار پارگین بد نیست جلوه گر کُنَدی با نقاب نو تا میگسار رنج نبیند ز محتسب،
تا کی تو هم دروغ بگویی و من دروغ؟
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
تا کی تو هم دروغ بگویی و من دروغ؟ زاید به اجتماع فتن تن به تن دروغ غافل مشو که هست زبان، مصدر زیان صدخانه را به باد دهد یک سخن دروغ تأثیر زهر داشت، بسا دیده شد که دل افتد به کام مرگ چو گوید دهن دروغ هر صفحه شاهدی است ز اوراق روزگار کافاق تیره کرد ز دود محن دروغ گر نسل آدمیم، چه حاجت که هر کدام
ما گرفتاران لیلاییم، مجنون میر ماست
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
ما گرفتاران لیلاییم، مجنون میر ماست از خرد بیگانه بودن باعث تشهیر ماست گر خراب اندر خراباتیم، نقصان کی بریم؟ کز پی این یک خرابی، نوبت تعمیر ماست در سر بازار هستی هیچ کس آزاد نیست فارغ از عقلیم، امّا خود جنون زنجیر ماست ما نشان کفر زلفش از ازل آورده ایم محتسب هم تا ابد اندر پی تکفیر ماست شاهد بزم
گفتند خوش در گوش دل؛ چون عاشق دیوانه شو ..... گر وصل او خواهی، ز خود بیگانه شو،
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
گفتند خوش در گوش دل؛ چون عاشق دیوانه شو گر وصل او خواهی، ز خود بیگانه شو، بیگانه شو در عشق او گر صادقی، باید بسوزی خویشتن در شعلۀ عشقش، دلا! پروانه شو، پروانه شو انسانی و داری شرف بر جمله خلق ما سلف(1) چون از ملایک بهتری، فرزانه شو، فرزانه شو(2) تا کی گرفتار هوس محبوسی اندر این قفس؟ تو شاهباز رف
درس یک روز که دادی به صف کرب و بلا ... خوش عیاری است، حقیقت ز فسون شد معلوم
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
ای که از ظاهر عزم تو بطون شد معلوم!(1) هم ز اندازۀ پندار، فزون شد معلوم درس یک روز که دادی به صف کرب و بلا خوش عیاری است، حقیقت ز فسون شد معلوم خطّ سیر همه شد حاشیه در دفتر عشق تو چه کردی که به یک بار ستون شد معلوم؟ ای ذبیحی که خلیلت ز قفا می بالید کان چه زان واقعه گم گشت، کنون شد معلوم(2) خون
دیدی که بود خصم ملل انگلو فرانس؟
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
دیدی که بود خصم ملل انگلو فرانس؟* در امن وصلح کرده خلل انگلو فرانس بدنام شد به ریزش خون هیتلر فقید دانسته شد که بود علل انگلوفرانس امریک و روس و جرمن و جاپان چو کودکند استاد کید و مکر و حیل انگلوفرانس افریق و آسیا همه اش تا جنوب و شرق پامال کرده حقّ دول، انگلوفرانس صلح و صفا چو گربۀ عابد نمازش
ز حال دل تو چه پرسی؟ مگر نمی دانی
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
ز حال دل تو چه پرسی؟ مگر نمی دانی که بسته در خمِ آن هر دو زلفِ پر چین است حریف گفت: رها ساز و یارِ دیگر گیر بگفتمش: که وفادار، یار دیرین است ز آفتاب قیامت مرا نباشد باک که سایه بر سرم از ظلّ چتر زرّین است دلا منال! ندیدی اگر جمال نکوش چرا که جلوۀ او بهرِ چشمِ حق بین است اگر چه هست حصار دیانتم محکم
در وقت سحر گاهان دستی به دعا بردار **** از خویش شکایت کن، ماه رمضان آمد
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 2:37
در وقت سحر گاهان دستی به دعا بردار از خویش شکایت کن، ماه رمضان آمد در خوردن چون حیوان بر هم زن و روزی چند انسان شو و طاقت کن، ماه رمضان آمد از زخم زبان بر خلق برگوی چه حاصل شد هان، ترکِ شماتت کن، ماه رمضان آمد ... یتیمان را یا بیوۀ حیران را سعیش پی حاجت کن، ماه رمضان آمد از یک دل بشکسته حاجی تو